آسمــــــــــــــان ســـــــــــــوق
کودک نجوا کرد : خدایا با من حرف بزن... مرغ دریایی آواز خواند کودک نشنید... سپس کودک فریاد زد : خدایا با من حرف بزن... رعد در آسمان پیچید اما کودک گوش نکرد... کودک نگاهی به اطرافش کرد و گفت : خدایا بگذار ببینمت... ستاره ای درخشید اما کودک ندید... کودک فریاد زد : خدایا به معجزه ای نشان بده... و یک زندگی متولد شد اما کودک نفهمید... کودک با نا امیدی گریست : خدایا با من در ارتباط باش بگذار بدانم کجایی؟ بنابراین خدا پایین آمد و کودک را لمس کرد اما کودک پروانه را کنار زد و رفت... خدا همیشه و همه جا جواب بندشو میده فقط ما به نحوه ی پاسخش آگاه نیستیم جواب مان را میدهند./ زندگان را/ صدا میزنيم-/ پاسخي شنيده نمیشود./ روی برگ های خشک/ که قدم میزنيم/ صدا میکنند/ برگهای سبز/ صدايی ندارند...؟ اری فقط دلم میخواهد بنویسم…. آنقدر بنویسم تا تمام شوم… بنویسم تا تمام دغدغههایم را ببینم، ببینم تمام دغدغههایم را…. دلم میخواهد فقط بنویسم و کسی باشد که بگوید: .: آری! تو راست میگویی:. دلم میخواهد بنویسم…. تمام عمرم را …… معلوم نیست که چه زمانی برگشتی باشد میخواهم برم اما نمیدانم تا کی ! سخت است اما باید رفت !
سلام خداحافظ چیز تازه اگر یافتی بر این دو اضافه کن .... شاید چند وقتی دیگر .... در عجبم مردی در حال فكر كردن باشد و سیگار بر لبش نباشد . میپرسن چرا سیگار ؟سیگار طول عمر آدم رو کم میکنه : ؟؟ در جواب میگه من به عرض زندگی فکر میکنم نه به طول زندگی!!! وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها می کند پرهایش سفید می ماند ولی قلبش سیاه میشود دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است فهمیدن و نفهمیدن تو هرچه می خواهی باش ، اما ... آدم باش !!! چقدر نشنیدن ها و نشناختن ها و نفهمیدن ها است كه به این مردم، آسایش و خوشبختی بخشیده است !!! مگر نمی دانی بزرگ ترین دشمن آدمی فهم اوست؟ پس تا می توانی خر باش تا خوش باشی. امروز گرسنگی فكر ، از گرسنگی نان فاجعه انگیزتر است . دکتر علی شریعتی.... چیزی از من در تقدیر و تصاحبی که سنجش آمالی بودند برای غرق شدن . ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ کمی بیقرارم فقط همین بعضی از مردم برای زندگی کنار رودخانه به دنیا میآیند، برخی برای کشته شدن با صاعقه، برخی برای شنیدن موسیقی، برخی برای شنا کردن، برخی برای ساخت دکمه، برخی برای شکسپیر بودن، برخی برای مادر بودن، و برخی برای رقصیدن... سالروز درگذشت زنده ياد استاد حسين پناهي دژکوه را تسليت عرض مي نمايم.. چه مهمانان بی دردسری هستند مردگان نه به دستی ظرفی را چرک می کنند نه به حرفی دلی را آلوده تنها به شمعی قانعند واندکی سکوت...... مرحوم پناهی ... شک دارم به ترانه ای که زندانی وزندان بان هم زمان زمزمه میکنند آدمک آخر دنیاست ، بخند نشست نيروهاي حاميان ميرحسين موسوي با حضور گروه هاي اصلاح طلب و اصولگرا با سخنراني(.........) _دهدشت خيابان فردوسي شمالي تالار پذيرايي انصار -براي كودك درونم وقتي به اين عكس نگاه مي كنم از عالم آدم بزرگ ها متنفر مي شوم. عالم دورغ حسادت کینه نفرت و ...اين يك كودك روستايي است با موهاي طلايي. گودال آب و سبز هاي تازه رويده شده نمايانگر فصل بهار است.. در دوران كودكي ما، تقريبا ديگر چنين چيزهاي وجود نداشت(گودال آب در زمين چمن). گاهي كه از مدرسه به خانه مي آمدم(در فصل زمستان) در (کوچه پس کوچه های شهر سوق )لباس هايم كثيف مي شد و بايد به مادرم جواب مي دادم كه چرا و چگونه..... همين الان هم به بچه هاي خود اجازه نمي دهيم كه اين چنين لباس هاي خود را كثيف كنند. ولي اين كودك بي خيال از كتك هاي كه بعدا بايد بخورد، بدون كفش هاي كه معلوم نيست كجا در آورده. در گودال آب با آن اسباب بازي كوچك در حال بازي است.. به حدي در عالم خود فرو رفته كه متوجه وجود عكاس هم نشده. البته عكاس هم بي تمايل به دنياي كودك نيست و دوربين را تا سر حد ممكن(نزديك به زمين) پايين آورده تا خود را به دنيايي كودك نزديك كند. اين كودك نه غصه ي بنزين سهميه بندي شده را دارد و نه فرصتي براي نگاه كردن به صداي آمريكا. بازي هاي دنياي كودكيش هم مجالي براي شناخت زيبايي و عشق به او نمي دهد. نه ميداند خدا چيست و نه شيطان را ملاقات كرده. نه مشکل مالی دارد ونه مشکل عشقی تنها به اسب بازي كوچكي قانع است و اندكي سكوت. نه به حرفي دلي را چرك مي كند نه به دستي، ظرفي را آلوده.... در جایی مرحوم حسین پناهی میگوید :کاش برمیگشتم به کودکی ام بیاییم این قدر خوب ومهربون وساده وصادق باشیم که مث کودک عزیز ومهربان باشم تا خدا و بنده ی خدا ما را دوست بدارند .... -براي بهترين دوستان وخاطرات دوران كودكيم.... آن گاه که اندیشه ورزی و نکته پردازی های فلسفی و ذهنی درعمل به پریشان گویی و بازی های زبانی می انجامد و آن گاه که اندیشه هایی که ناب می پنداریم درعمل به زشتی سراب خودنمایی می کنند. آن گاه که اندیشه هایمان نه تنها راهی پیش روی نمی گشاید که بسانِ چاهی ژرف ما را در خود فرو می برد. آن گاه که اندیشه هایمان به جای امید به آینده ی روشن ما را به گذشته ی تاریک بر می گرداند و به جای تجربه های نو به تکرار تجربه های شکست خورده وا می دارد و آن گاه که اندیشه هایمان به جای گره گشایی ما را در کلافی سر در گم به بند می کشد و آن جا که اندیشه های به ظاهر پربار به هیچ کار نمی آید چه جای گفت و شنود از زندگی است تا چه رسد به زندگی فلسفی! من مدتی است در اغما به سر می برم. حال این اغما به مرگ می انجامد یا به زندگی دوباره نمی دانم؟ اما به گمانم بوی مرگ را بیش تر احساس می کنم.... سر فرو بردم در این جا تا کجا سر بر کنم.... جامعه ی ما آكنده از بار اطلاعاتی سنگین است و ابزاری چون تلویزیون، رادیو، اینترنت، تبلیغات، پست الكترونیك و تلفن همراه همگی بر این سنگینی میافزایند. از سوی دیگر شكل زندگی در عصر حاضر بویژه در جوامع شهری ناگزیر توام با سر و صداها، ترافیك، شلوغیها و انبوهی از كارهای الزامآور روزمره است كه قطعا تمام این فاكتورها افزایش استرس و سلب آرامش انسانها را موجب می شود. ادامه در ادامه مطلب :

نه نگران تهمتهای نابجا باشم، نه در اضطراب ….
کدام واهی و کدام حقیقت است؟؟
یا اگر راست هم نمیگویم، بگوید: ..:: آری دغدغههایت را میفهمم، درک میکنم، میدانم، ….، اما شاید راه دیگری هم باشد… ::..
برای خوشبخت بودن ، به هیچ چیز نیاز نیست جز به نفهمیدن !
میکند ، آقای نخست وزیر شما چرا برای ایجاد یک دولت استعماری و دست نشانده به
آنسوی اقیانوس هند میروید و دولت هند شرقی را بوجود می آورید ، اما این کار را
نمیتوانید*
* در بیخ گوشتان یعنی در کشور ایرلند که سالهاست با شما در جنگ وستیز است
انجام بدهید ؟ *
*وینستون چرچیل بعد از اندکی تامل پاسخ میدهد : برای انجام این کار به دو ابزار
مهم احتیاج داریم که آن دو ابزار را در ایرلند در اختیار نداریم . روزنامه نگار
میپرسد . آن دو ابزار چیست ؟ *
*چرچیل پاسخ میدهد : اکثریت نادان ، و اقلیت خائن .*



آدمک مرگ همین جاست ، بخند
آن خدایی که بزرگش خواندی
به خدا مثل تو تنهاست ، بخند
دستخطی که تو را عاشق کرد
شوخی کاغذی ماست ، بخند
فکر کن درد تو ارزشمند است
فکر کن گریه چه زیباست ، بخند
صبح فردا به شبت نیست که نیست
تازه انگار که فرداست ، بخند
راستی آنچه به یادت دادیم
پر زدن نیست که درجاست ، بخند
آدمک نغمه ی آغاز نخوان
به خدا آخر دنیاست ، بخند







محققان و روانشناسان در سالهای اخیر تلاش كردهاند به شیوههای مختلف كه متداول ترین آنها انتشار اخبار، مقالات و توصیههای بهداشتی است به مردم در حفظ آرامش در میان این همهمه و آشفتگی یاری برسانند. به اعتقاد آنها دسترسی و مطالعه این منابع هرازگاهی میتواند ما را به یاد نیاز اصلی مان به آرامش بیاندازد و حتی دقایقی از این زندگی پرمشغله جدا سازد. در این رابطه "استیو موریل" كارشناس و نویسنده مقاله ای در روزنامه "دیلی مدیتیشن و دیلی لایف" روشهایی را برای كسب آرامش در زندگی عنوان كرده كه به شرح زیر آنها را ذكر می كنیم :
حداقل روزی 15 دقیقه را در سكوت بگذرانید و به نیازهای واقعی خود و چیزهایی كه دارید فكر كنید. سكوت عصاره آرامش است. البته با اجبار نمیتوان سكوت كرد. بلكه باید زمانی كه فرا رسید آن را بپذیرید. روزی یك ساعت در اتاقی تنها بمانید و حتی اگر لازم شد در را روی خود ببندید.
ادامه مطلب
| Design By : Night Skin |


